المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

341

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

از سريان نور مانع شده ، و در نتيجه سايه و تاريكى پديدار گردد . قلب انسان نيز چنين حالتى دارد ، اگر محجوب به صفات رذيله و اخلاق پست حيوانى گرديد ، اشعهء نورانيت و انوار روحانيت انسانى پوشيده شده و منقطع خواهد شد . و اگر حجابهاى نفسانى بر طرف گرديد ؛ نور و روشنايى دل جلوه گر شده ، و حقيقت علم و معرفت و احاطه بر حقائق در باطن او روشن خواهد شد . و چون قلب آدمى روشن و نورانى گرديد ؛ قهرا به عيوب و نواقص خود و حجابهاى نفسانى توجه پيدا كرده ، و با روشنائى دل موانع و نقاط ضعف را در مسير روحانى خود ديده و بر طرف خواهد كرد ، اگر چه به مقتضاى حسن ظن و حمل بر صحت و خوشبينى و عدم توجه به عيوب ديگران ؛ همان موانع و نقاط ضعف را در وجود ديگران مشاهده نكرده ، و بلكه به محامل صحيح و مفاهيم درست تأويل خواهد كرد . و عكس اين صورت است حالت محجوبيت و تيرگى قلب كه خويهاى زشت و صفات ذميمهء خود را پسنديده ، و همان رفتار و صفات را در بارهء ديگران بسيار ناپسند و مذموم و مورد سخط و غضب خود قرار مىدهد . اينست حقيقت جهالت و نادانى . [ ( شرح ) ] علم عبارتست از انكشاف و روشن شدن و نورانيت در قلب ، و در مقابل علم جهل است ، و آن عبارتست از گرفته شدن و محجوب بودن و پوشيده گشتن قلب . پس حقيقت علم ، باز شدن و منشرح بودن و انكشاف و نورانيت خود قلب است ، و اين معنى از خود قلب به وجود آمده و متجلى گردد . و چون قلب انسان آلوده و ناپاك و تيره گشت ؛ جهل و نادانى محقق مىشود . و تعبير كردن از علم به نور و از جهل به ظلمت ، عين حقيقت است ، و چيزى كه مهم است آنكه تا انسان از آلودگى و محجوبيت و گرفتگى و تيرگى دل خلاص نشده ، و حالت صفا و نورانيت و خلوص و طهارت قلب پيدا نكرده است ، نمىتواند حقيقت علم و انشراح قلب را بفهمد . و علامت انشراح و نورانيت قلب آنكه : اول به خود متوجه شده و خود را ديده و به نواقص و عيوب و صفات نفسانى خود علم پيدا كرده ، و خود را به اندازهء نورانيت قلبش مىشناسد .